ابتدا پروفسور هدايت بحث را آغاز كرد و درباره پيشنهاد دكتر نواب‌پور براي ايجاد رشته آمار رسمي سخن گفت: "اگر در ايران بودم مي‌گفتم به جاي اين‌كه مدرك آمار رسمي بدهيد، دوره‌هاي كارورزي در مراكزي چون مركز آمار ترتيب دهيد براي دانشجويان با حقوق كم."

او درباره دانشجويان در آمريكا گفت يك دانشجو ممكن است 4 سال مداوم تحصيل نكند و مثلاً دو سال درس بخواند و يك سال كار كند و بعد دوباره تحصيل كند.

پس از او آقاي زاهديان معاون مركز آمار درباره فارغ التحصيلاني که در مرکز آمار استخدام مي­شوند، گفت: "سوالاتي از كساني كه در دوره‌هاي فوق‌ليسانس و ليسانس وارد مركز آمار مي‌شوند داريم كه آن‌ها در دانشگاه نخوانده‌اند." وي همچنين پيشنهاد دكتر پارسيان درباره ارسال دانشجو در رشته آمار رسمي به خارج از كشور را رد كرد

براي مشاهده ي تصوير با ابعاد بزرگتر بر روي آن کليک کنيد


او سپس به بحث روز آمار در كشور اشاره کرد و گفت اگر فردي مي‌خواهد درباره آمار بيكاري و آمار جمعيت سخن بگويد، ابتدا بايد برود سراغ جزئيات داده‌ها. او در دفاع از آمارهايي كه مركز آمار منتشر مي‌كند تاکيد کرد: "ما هماني هستيم كه تابستان پارسال نرخ بيكاري را 9.7 و بهار امسال 14.7 اعلام كرديم."

زاهديان تمرکز جمع‌آوري داده هاي آماري در مرکز آمار را ممکن ندانست و اظهار داشت: "در كشوري با ابعاد ايران نمي‌توان همه آمارها را مركز آمار جمع‌آوري كند؛ اما بايد در سياست‌گذاري تمركز وجود داشته باشد."

پس از نماينده مركز آمار ايران نوبت به نماينده بانك‌مركزي رسيد؛ عليرضا مقتدايي ضمن تاييد وجود موازي کاري در توليد آمارها، گفت: "موازي‌كاري مزايايي چون كنترل دارد؛ اگر مي‌گوييم موازي‌كاري اشتباه است، شروع موازي‌كاري اشتباه است. آيا مشكلات ما اكنون موازي‌كاري است يا ندانستن آمارها؟ "

او نيز پيشنهاد دكتر نواب‌پور را درباره ايجاد رشته آمار رسمي رد كرد: "آمار رسمي آكادميك نمي‌شود."

نماينده بانك مركزي درباره ابهام‌هايي كه درباره برخي آمارها در جامعه وجود دارد، گفت: "بايد كسي كه درباره يك مورد آماري صحبت مي‌كند، بايد قبل از اطلاع از جزئيات آن آمار، مفهوم آن قلم آماري را بداند؛ بسياري از كساني كه درباره آمارهاي رسمي ابهام دارند، مفهوم آن قلم آماري را نمي‌دانند."

دکتر حميدرضا نواب پور نفر بعدي بود که در اين ميزگرد سخن مي گفت؛ مطابق انتظار او به دفاع از ايجاد رشته آمار رسمي پرداخت چه آنکه دو نفر قبل ايده او را رد کرده بودند. وي گفت: "اگر ضرورت ندارد در دانشگاه آمار رسمي درس داده شود، پس وظيفه دانشگاه چيست؟ او دو دانشگاه خارجي را كه رشته آمار رسمي دارند را مثال زد و پرسيد كه آيا آن‌ها كار غيرعاقلانه‌اي را انجام مي‌دهند؟ "

رئيس سابق مركز آمار ايران افزود: "آمار كالاست، كالايي كه توليد نمي‌شود علتش اين است كه نيازي به آن نيست. اگر كسي دنبال كالايي باشد، قطعا آن كالا توليد خواهد شد."

او سپس به موازي‌كاري در نظام آماري كشور اشاره كرد و گفت نمي‌توان موازي‌كاري را توجيه كرد؛ رئيس سابق مرکز آمار در زمان رياست جمهوري آقاي خاتمي خاطره اي از زمان حضورش در مرکز آمار و اعلام نرخ تورم گفت: "در زماني که در مرکز آمار بوديم، بانك‌مركزي نرخ تورم را 15% اعلام مي‌كرد و ما در مركز آمار نرخ را 17% درمي‌آورديم، اما دولت همان 15% را اعلام مي‌كرد و الآن نيز همين‌طور است."

پس از او آقاي خاوري نژاد از پژوهشكده پولي و مالي گفت كه ريشه موازي‌كاري‌ها در توليد آمار اين است كه مركز آمار اصرار دارد خودش در زمينه‌هاي مختلف آمار توليد كند.

او همچنين درباره سخن دكتر نواب‌پور درباره تورم 15% و 17% گفت اكنون آمار تورم اعلام شده توسط مركز آمار پايين‌تر از بانك‌مركزي است.

باز شدن زخم كهنه اختلافات مركز آمار و بانك مركزي، دكتر فقيهي استاد برجسته آمار دانشگاه شهيد بهشتي را مجبور كرد از جايگاه حضار پشت تريبون برود و ضمن درخواست از دو دستگاه مركز آمار و بانك‌مركزي براي پايان دادن به بحث در اين باره، گفت: "راه حل اين مشكلات در بحث‌هاي ما نيست، در كشور بايد يك مركز نرخ تورم را اعلام كند."

وي افزود: "نياز ما به تخصص در آمار رسمي درست تامين نمي‌شود؛ مي‌توان چند دوره آموزشي براي دانشجويان در مركز آمار يا پژوهشكده آمار قرار داد براي كارورزي.

در دور دوم بحث‌ها دكتر هدايت تاکيد کرد آمار رسمي در همه‌جاي دنيا غيرمتمركز شده است؛ با سمينارها و دوره‌هاي آموزشي كوتاه مي‌توان دانشجويان را با آمار رسمي آشنا كرد و در پايان اين‌گونه بر نظرش درباره عدم نياز به تشكيل رشته آمار تاكيد كرد: "در هيچ جاي جهان مدرك آمار رسمي وجود ندارد."

پس از او نماينده بانك‌مركزي وضعيت آماري كشور را در مقايسه با كشورهاي هم‌سطح خوب دانست و تصريح کرد: "اما تا جاي مطلوب فلصله بسيار است."

پس از او دكتر نواب‌‌پور باز هم از سابقه اجرايي‌اش گفت: "لمس كردم در دستگاه‌هاي اجرايي آدمي كه آمار را بفهمد، نداريم." و ضمن پاسخ به دكتر هدايت، باز هم بر ضرورت ايجاد رشته آمار رسمي تاكيد كرد: "اين خلا را با رشته آمار رسمي مي‌توان پر كرد و نه سمينار و همايش و ورك‌شاپ"

سپس ابوالفضل خاوري نژاد درباره ابهام ها درباره نرخ تورم با ذکر مثالي گفت: " قيمت يك خودرو سه سال پيش 15 ميليون تومان بوده است و فردي آن را خريده و الآن همان خودرو قيمتش شده است 14 ميليون و 700هزار تومان، اما الآن كه فرد دوباره آن خودرو را نمي‌خرد؛ بنابراين اثر اين كاهش قيمت را احساس نمي‌كند."

وي افزود: "اثر كالاهاي بادوام در ذهن كمتر است. مردم با خريد گوشت و غيره هر روز سر و كار دارند و از اين رو نرخ تورم را با افزايش قيمت گوشت مقايسه مي‌كنند."

او همچنين ابهام ديگري كه درباره نرخ تورم وجود دارد را اين‌گونه توضيح داد: "مردم قدرت خريد كالا را در نرخ تورم دخيل مي‌دانند، در صورتي كه اين طور نيست و اين مربوط به كاهش قدرت پول است."

او جهت اطمينان دادن درباره نرخ تورم توسط بانك‌مركزي گفت: بانك‌مركزي نرخ تورم را زماني 49.5 درصد، در سال 85، بيست و پنج درصد و در پايان شهريور امسال 8.7درصد اعلام نموده است كه در همه موارد روش‌ها و قوانين يكسان بوده است.

در پايان نيز عليرضا زاهديان معاون مركز آمار ايران درباره تناقض‌هاي آماري سخن گفت و از انتشار آمارهاي نادرست انتقاد کرد و اظهار داشت: "اگر هر كسي بيايد از خودش عدد بدهد، كسي از او نمي‌پرسد اين رقم را از كجا آوردي و اين مي‌شود تناقض. و حال از ما مي‌پرسند كه بيكاري را گفته‌اند 25درصد، چرا عدد شما با اين عدد متفاوت است؟ در حالي كه بايد از آن فرد پرسيد كه اين آمار را از كجا آورده‌اي و بر چه اساس."

او در پايان درباره طرح نظام آمارشناسي گفت اكنون هيچ مرکزي دولتي حق ندارد كار آماري خود را به شرکتي که مورد تاييد مرکز آمار نيست، بدهد.